خورشید همچنان می‌دمد

خورشید همچنان می‌دمد
طبقه بندی موضوعی

1

شنبه, ۱۶ تیر ۱۳۹۷، ۰۵:۵۳ ب.ظ

چرا باز وبلاگ زدم ؟ چون می ترسیدم . از این که من رنجور آزرده ی حالا رو آشنایان گذشته ببینند می ترسیدم . از این که انگشت بگزند و نصیحت کنند و اندرز بدهند . نباید می کردی ، نباید می رفتی . چندبار گفتیم بهت ... من پشت پا زده به تمام نباید ها . من پس افتاده از جریان زندگی .چقدر زندگی کدر شده . این عدم وضوح اذیتم می کنه ، خیلی زیاد . پنل وبلاگ سابق رو باز می کردم و به جای تخلیه شدن از این قبیل حس های واهی آزاردهنده ، به این فکر می کردم که مهسا اینجا رو می خونه . مهسایی که رویاهای من رو زندگی می کنه . مهسای مهربان همیشه نگران من . دلم نمی خواست بعد از اون همه منم منم ها و سرتق بازی هام حالا ببینه که تا چه حد افسرده و خموده ام . مهسا فقط یکی از هزاران نفریه که این حس رو در من ایجاد می کنن. کاش می شد از همه شون کناره گرفت و کنجی نشست و به خود مشغول بود.
آه که می تونم تا فردا چسناله نگاری کنم اما در حد پست اول ، شرح اینقدر کفایت .

  • ۹۷/۰۴/۱۶
  • Mah

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی