خورشید همچنان می‌دمد

خورشید همچنان می‌دمد
طبقه بندی موضوعی

۱۸. حکایت هم‌چنان باقی‌ست...

چهارشنبه, ۲۱ شهریور ۱۳۹۷، ۰۱:۲۷ ق.ظ

 شدیدا سرما خورده‌ام. سرماخوردگی توام با سینوزیت، امونمو بریده. شب‌ها نمی‌تونم دراز بکشم و‌ تا صبح بیدارم. در‌نهایت خودمو وادار می‌کنم تا نشسته بخوابم. دیشب هم به همین منوال سر شد. صبح حوالی هفت در حالی که از کوفتگی بدن و شب‌ییداری کلافه بودم و آهسته آهسته اثر دارو‌ی خواب‌آورم رو حس می‌کردم، تصویری از مشخصاتمو برای دوستم فرستادم تا اگر نتایج اعلام شد ببینه و بهم خبر بده. دروغ چرا، طاقت لحظه‌ای را که قلبم در سینه بکوبه و با لرزش دست مشخصاتمو وارد سایت کنم، نداشتم . ترجیح می‌دادم گیج خواب باشم و با صدای ف. متوجه شم پایان این دفتر رو . اما متاسفانه یا شاید هم خوشبختانه این اتفاق رخ نداد و عصرگاه نتایج اعلام شد و من بعد از رفرش‌های متوالی در نهایت لینک اعلام نتایج رو رویت کردم . ارور سرور سنجش همانا و ضربان قلب و لرزش دست‌ها همانا... بالاخره سایت بالا اومد و ذهنم مفهوم کلمات داخل جدول رو درک کرد. من همان رشته شهری رو پذیرفته شدم که پیش‌بینی می‌کردم. هنوز نمی‌دونم تصمیم درستی گرفته‌ام یا نه. هنوز تردید رو احساس می‌کنم اما خوش‌حالم که دیگه بی‌تکلیف نیستم.

من این رشته رو انتخاب کردم، انتخاب . خودم انتخاب کردم. نه کسی بر شقیقه‌م اسلحه گذاشت و نه تهدید به زده شدن گردن با گیوتین شدم. حق انتخاب بار مسئولیت ادم رو سنگین می‌کنه . وقتی انتخاب می‌کنی با رضای تمام تن می‌دی به دشواری‌ها. در عمده‌ی مواقع، حین غر زدن‌ها و نق زدن‌ها و گله کردن‌ها من اجازه‌ی شکوه ندارم چون خودم انتخاب کردم. قرار گرفتنم در فشار به‌خاطر انتخاب بوده نه اجبار. امیدوارم در شرایط سخت نه علاقه‌م محو بشه و نه یادم بره که «خودم انتخاب کردم».


  • ۹۷/۰۶/۲۱
  • Mah

نظرات (۱۰)

سلام عزیزم تبریک میگم بهت مطمئنم که موفق میشی چون پای انتخابت ایستادی دخترم 
پاسخ:
ممنونم رومی عزیزم، امیدوارم زودتر تمام تردید‌هام به یقین تبدیل شه و روزی نیاد که حس کنم ایستادن پای انتخاب، کار واهی و بیهوده‌ای‌ه.

تردیدهات به یقین تبدیل میشه به شرط اینکه خودتم بهشون کمک کنی 
هیچوقت این حرف رو نزن ایستادن پای علایق در صورتی که فکر پشتش باشه خیلیم عالیه 
پاسخ:
حق با توعه رومی جان ..
تمام تلاشمو می‌کنم که همینطور بشه.
آ بارک الله دختر گل برات آرزوی درخشش و موفقیت هرچه بیشتر میکنم 
پاسخ:
ممنون رومی عزیزم :-در آغوش فشردن‌های بسیار
قربونت برم عزیزمهربونم 
پاسخ:
خدانکنه رومی جان :-* 
تبررررریک عزیزجان:**
پاسخ:
خیلی ممنونم نلی عزیزم :-*
منم تبریک میگم خانوم دکتربعدازین:))) من خواننده خاموشت بودم. همیشه تحسینت کردم وامسال خودمم پشت کنکوری شدم امیدوارم بتونم مثل شماشجاع باشم وپای خواسته ام بایستم.باآرزوی درخشش های خیلی بیشتر.
پاسخ:
چه خوب که روشن شدی گلی جان ، ممنونم از محبتت. امیدوارم سال بعد با شنیدن خبرهای خوب از سوی تو خوشحال بشم :)
خیلی تبریک میگم ..موفق باشید ان شاءالله
پاسخ:
 خیلی ممنونم :) همچنین!
سلام 
امشب داشتم وبلاگ های بروز شده ی بیان رو میخوندم چند تا وبلاگ پشت هم راجع به کنکور و ... بود :) جالب بود
تبریک میگم عزیزم ... 
من هم آرزوی پزشک شدن داشتم ولی دست تقدیر مارو سوق داد که محقق بشیم :)
اولاش دوست نداشتم بگم که بیولوژی میخونم ولی آلان واقعا دوستش دارم و مناسبترین رشته بوده با توجه به روحیات من
اینارو گفتم که به ف بگی پزشک نشدن تضمین بدبخت شدن آدمها نیست فقط باید با خودش کنار بیاد
پاسخ:
 دقیقا اینقدر کنکور مقوله‌ی درگیرکننده‌ای شده که ما از کنکور دست کشیدیم ولی کنکور از ما دست نمی‌کشه :د
من متاسفانه آرزو داشتم محقق بشم ولی سر خرمون کج شد به این سمت ! با این حال مدام به خودم یادآوری می‌کنم اگر مجالی در آینده پیش اومد، حتما سری بکشم به دنیای تحقیق و پژوهش . 
ف قبلا بیوتک دوست داشت ، زیست سلولی هم . من هم مثل او. ولی متاسفانه من که دور شدم از این وادی و ف هم  تنها کاری که حالا انجام می‌ده اصرار بر ندونستن‌ه! حتی شخص خودش اصراری بر پزشکی هم نداره. کلا هیچ نظری نداره. کنکور شده براش یه سنگر تا با پنهون شدن در پشتش، از پذیرفتن حقایق و نتایج تصمیم‌هاش در امان باشه !
حتما بهش می‌گم؛)
ممنونم بابت تبریک‌تون..
فکر کنم ۸۰ درصد مطالب وبلاگتو خوندم ... 
خیلی قلم خوبی داری :)
من هم پشت کنکور موندم ... ولی بلد نبودم چطور تلاش کنم ... نتونستم پزشک بشم ... شاید سرکوفت هم شنیدم 
عزیزم تو نوشته هات خوندم که نوشته بودی چون پشت کنکور موندی خوشحال شدی ولی ذوق نکردی 
به سن فکر نکن 
سن واقعا فقط عدده ... باید یاد بگیری که  با کیفیت زندگی کنی ... خیلی قشنگه آدم به آرزوش برسه 
این حرفا رو از ته دلم میزنم ... من کنکوری سال ۹۴ بودم و رتبه ی دلخواهو نیاوردم و موندم سال ۹۵ رفتم دانشگاه 
اگر خودمو به جریان زندگی سپرده بودم الان ترم آخر بودم و فضای زندگیم کلی عوض شده بود 
آدم وقتی کنکوریه فکر میکنه تمام مشکلات و اشتباهات تقصیر خودمونه ... حتما ما اشتباه کردیم که اینجوری شده 
ولی وقتی وارد دانشگاه میشی و ذهنت آروم تر میشه تازه حکمت خیلی چیزا رو درک میکنی 
من کسی رو میشناسم که با شرایط سختی تو ایران زندگی کرد و به واسطه ازدواج رفت سوئد و توسن ۳۰ سالگی تازه شروع به درس خوندن تو رشته داروسازس کرد و الان دانشجوی دکتری نوروساینسه ...
پس باور کن سن فقط عدده این ماییم که بهش بها میدیم 
ببخشید حرفهام پراکنده و طولانی شد چون حجم زیادی از حرفهارو میخواستم خلاصه کنم 
و دوست داشتم برات بنویسم اینارو چون یه روزی تو شرلیطی خیلی بد تر از تو بودم 
آدمی که یک سالو از دست داده و به خواستشم نرسیده 
پاسخ:
ممنونم از لطفت افتاب عزیز ، از این‌که برام نوشتی خوش‌حالم:) امیدوارم در روزهای پیش‌رو من هم کمی صلح کنم با خودم و کمی از تلاطم و آشفتگی درونم کم شه ...
گمونم اون فردی که گفتی رو من هم می‌شناسم ؛) بله ایشون واقعا فرد سخت‌کوشی ان و چه خوبه که در همه‌ی جوانب موفق عمل کرده‌ان!
راجع به اینکه گفتی شرایطت بدتر از من بوده ... نه من اینطور فکر نمی‌کنم. همین دیشب داشتم به دوستم میگفتم کاش همون سال اولی که پشت کنکور موندم رتبه‌م رو با تلاش بیشتری بهتر می‌کردم و علوم پایه تهران می‌خوندم . چیزی مشابه شرایط شما.. من روزای سیاهی رو‌ با کنکورهای متوالی تجربه کردم که واقعا نمی‌دونم این بهای سنگین به نتیجه‌ای که به دست آوردم میارزیده؟! این رو فقط گذر زمان تعیین می‌کنه. 
ااا پس میشناسیش :)
مهدیه ی عزیز
این خاصیت انسانه از جایی که هست راضی نیست ...
من و تو نمونه های خوبی هستیم برای درک اینکه آدم برای بدست آوردن یک سری چیز ها باید چیز های دیگری رو از دست بده 
تو پای هدفت ایستادی و زمان بیشتری صرف کردی
و من زمان کمتری رو از دست دادم ولی بیخیال هدفم شدم و سعی کردم رویاهای جدید داشته باشم برای آینده 
و اینش جالبه من دوست داشتم پزشک شم و نمیدونی چه رویاهایی داشتم براش ... حالا تو اون آرزوی منو زندگی میکنی 
و تو میخواستی علوم پایه ی تهران بخونی و زمانتو داشته باشی ... من علوم پایه تهران میخونم 
هر دو مون هم طول میکشه تا با خودمون کنار بیایم 
باید اینو باور داشته باشیم خوش بختی کاملا نسبیه ... دقیقا مثل احوال امروز منو تو 
دقیقا مثل حاصلضربیه که جوابش مقدار ثابت باشه 
اگر یکی زیاد بشه باید اون یکی حتما کم میشه  (ببخشید رشتم ریاضی بوده ولی در رسوندن مفاهیم ریاضی همیشه مشکل داشتم :))))  امیدوارم متوجه شده باشی  
پس غصه نخور ...  
به خوندن بافت شناسی و آناتومی و بیوشیمی و ... فکر کن و لذت ببر

پاسخ:
حق با توعه افتاب. ادم‌ها غیرقابل پیش‌بینی اند و نمی‌شه با یه نسخه به همه راهکار داد. هر کدوم مجموعه‌ای اند از احساسات و تجربیات و خصوصیات منحصر به فرد ! واقعا نمی‌شه همه رو در چارچوب معینی گنجوند و طرح خاصی رو‌برای آینده شون ترسیم کرد . راه‌های زیادی پیش روی ادم‌هاست برای رسیدن به رویاهایی که دارند. 
حله :)) مثال ریاضی‌ت رو کاملا گرفتم :))
دقیقا، باید سعی کنم خودم رو‌ در مختصات جدیدم بپذیرم و دست بکشم از تنش‌های روانی‌ای که برای خودم ایجاد می‌کنم:)
ممنونم از کامنتت!
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی