خورشید همچنان می‌دمد

خورشید همچنان می‌دمد
طبقه بندی موضوعی

۲۵. با ابراز علاقه‌ی بسیار، حتی به آن شش جسد

چهارشنبه, ۱۱ مهر ۱۳۹۷، ۱۱:۰۳ ب.ظ

چقدر اولین‌ تصویر‌ها توی برداشت ذهنی و حس‌مون اثر دارن. چه خوب که امروز خورشید باهامون مهربون بود و طلایی‌ترین پرتو‌هاشو از پنجره‌های بزرگ دانشکده می‌ریخت کف سالن. چه خوب که پاییز دوستمون داشت و اجازه داد توی خنکای لطیف عصرگاهش توی محوطه‌ی دانشکده، بین درختای انبوه قدم بزنیم. چرا من از این دانشکده متنفر بودم ؟ چرا هیچوقت پا به قلب ساختمونش نذاشتم و اجازه ندادم عاشق جزئیات راهروهای پیچ در پیچ‌ش بشم ؟ چرا گذاشتم حس بد حضور تعدادی از آدم‌های گذشته در دانشکده، نفرت رو در وجودم طوری شعله ور کنه که بیزار باشم از تمام ساختمان و محوطه‌ی حولش ؟

 دانشکده‌ی همیشه روشن طلایی رنگ من، با پنجره‌ی های بزرگ مشرف به باغ‌های سرسبز . این تمام توصیف من از امروزه.


  • ۹۷/۰۷/۱۱
  • Mah

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی